مهدى فرمانيان
191
آشنايى با فرق تشيع ( فارسى )
نمود و پس از آنكه علماى تبريز فتوا به قتل وى دادند ، در سال 1266 هجرى در ميدان تبريز به جرم ارتداد به دار آويخته و تيرباران شد . « 1 » آرا و عقايد باب عقايد باب را مىتوان عقايدى آميخته با تعاليم صوفيان ، باطنيان ، غلات شيعه و شيخيه دانست كه با برداشتى باطنى از برخى آيات و روايات و تغيير و تبديل آنها و احكام و قوانين جديد به صورت يك مذهب و مسلك دانست . سيد على محمد باب آرا و عقايد متناقضى ابراز داشت . وى در كتاب بيان كه آن را كتاب آسمانى خويش مىدانست ، خود را برتر از همهء انبياى الهى و مظهر نفس پروردگار مىخواند و عقيده داشت كه با ظهورش آيين اسلام منسوخ و قيامت موعود در قرآن به پا شده است . « باب » و پيروانش براى خارج شدن از بن بست در مسائل كلامى چون امامت ، خاتميت ، نبوت و قيامت ، به حربهء تأويل متوسل شدهاند . در بحث خاتميت پيامبر اسلام معتقدند كه خاتميت و اوليّت يكى است و خاتم و اول يك معنا دارد و همهء پيامبران را هم مىتوان « خاتم الانبياء » گفت و هم « اول الانبياء » ؛ چه اول به دنيا آمده باشند چه آخر ؛ زيرا معناى خاتميت و اوليّت مفهومى نسبى است . بدين معنا كه هر پيامبرى نسبت به دورهء نبوتش هم اول است و هم آخر و خاتم . « 2 » منظور باب از بيان اينگونه مطالب ، توجيه پيامبرى خويش و عدم خاتميت براى پيامبر اسلام بود ؛ چرا كه به موجب « خاتميت » ، پيامبر اسلام آخرين پيامبر است و پس از او تا قيامت ، پيامبرى نخواهد آمد و با اين اصل ادعاى پيامبرى « باب » مورد قبول واقع نمىشد . از اينرو با تأويل مذكور از بحث خاتميت توانست خودش را بهعنوان منسوخكنندهء آيين اسلام مطرح سازد . البته ادعاى نبوت و نسخ شريعت اسلام از سوى سيد على محمد با آرا و عقايد هيچ كدام از علماى اماميه سازگار نيست و حتى در نوشتههاى شيخ احمد احسايى و سيد كاظم رشتى كه سيد على محمد آن دو را از رهيافتگان و برگزيدگان و بابهاى الهى مىداند كه پيش از او ظهور كردهاند نيز يافت نمىشود . علاوه بر اين ، ادعاى نبوت از سوى سيد على محمد چنان مضحك و بىپايه و اساس بود كه شمارى از طرفدارانش پس از
--> ( 1 ) . عبد الحسين آيتى ، پيشين ، ص 233 ؛ رضا قلى خان هدايت ، پيشين ، ح 15 ، ص 8514 ؛ ميرزا محمد باقر خوانسارى ، روضات الجنات ، ج 3 ، مكتبة اسماعيليان ، قم ، 1391 هجرى ، ص 343 . ( 2 ) . حسينعلى نورى ، كتاب ايقان ، چاپ مصر ، فرج اللّه زكى ، ص 127 .